Thursday, July 28, 2011

لذت ورود به عرصه های ممنوعه

دوچرخه ام که پنچر شده بود را بردم یک قسمتی از دانشگاه که تعدادی دانشجوی داوطلب به افراد کمک می کنند که دوچرخه شان را تعمیر کنند و وسایل لازم را در اختیارشان قرار می دهند. پیش بند بستم و ظرف یک ساعت، تعویض چرخ و پنچرگیری و تعویض ترمز و باد کردن چرخ و اندازه گیری فشارباد چرخ ها و خیلی چیزهای دیگر را یاد گرفتم و انجام دادم. کارهایی که وقتی برادرم روی دوچرخه اش انجام می داد با حیرت و حسرت نگاه می کردم و فکر نمی کردم اینقدر ساده باشد.
دست گرفتن آچار و پیش گوشتی و کمپرسور باد و دیدن دست های سیاه و کثیفم  لذتی داشت وصف ناشدنی!

Sunday, July 17, 2011

سنگ مزار دختر خورشید


کسی که اسم وبلاگش قبل از اسم خودش بر سنگ مزارش نقش بسته باشد انسان بزرگی است گرچه فقط 21 سال داشته باشد!

Wednesday, July 6, 2011

چانه زنی دو سویه

زن ها برای راه یافتن به فضای عمومی، برای دسترسی به شغل، برای فراهم کردن امکان ورزش در سطح عمومی و حرفه ای  سعی می کنند از استانداردهای خودشان در پوشش کوتاه بیایند و به خواست حکومت نزدیک تر شوند ولی در عین حال از هر فضای ممکن و خلاقیتی، برای دور زدن استانداردهای حکومت و اعمال سلیقه فردی خودشان استفاده می کنند؛ از آن طرف هم حکومت با انواع تشویق ها و تبلیغ ها و برنامه های رادیو و تلویزیون و مدارس و جدیدن طراحی لباس اسلامی مطابق با سلیقه خانم ها! سعی می کند پوشش زنان را به معیار مورد نظر خود نزدیک کند.
یعنی طراحی لباس از هر دو طرف داریم!! چانه زنی جالبی است و در همین چانه زنی، زنها سال هاست که قدم به قدم مرزهای حکومت را به عقب برده اند. چه کسی فکرش را می کرد که حکومت اسلامی که با شعار "یا روسری یا توسری" ، زشت ترین نوع حجاب را بر "سر و تن" زنان کرد حالا التماسشان کند و با قاقالی لی ازشان بخواهد که حجاب داشته باشند گرچه رنگی و شاد و "قابل رقابت با مدل ها و ژورنال های خارجی" !!
این چانه زنی تمرین خوبی برای زن هاست که حق خودشان را بشناسند و بدانند چگونه می توانند آن را به دست بیاورند . آن چیزی که ناراحت کننده است  هزینه هایی است که می شود برای این طراحی ها ، جشنواره ها، کمیته های نظارت بر تولیدات و واردات و ...، گشت های ارشاد؛ بگذریم از هزینه های روحی روانی که قابل سنجش نیست.


پ.ن.  "حجاب اجباری رفتار" هم داریم که به زودی درباره آن و مبارزه سی ساله زنان با آن می نویسم.

Friday, June 24, 2011

ادبیات و تفکر جنس گرا و تبعیض آمیز، بعد از مرگ هم دست از سرمان برنمی دارد!


جوان ناکام: برای مرد مجرد
نوگل ناشکفته (یا جوان کام نداده) : برای زن مجرد


حجله را هم فقط برای مردان ناکام درست می کنند به جای حجله شب عروسی.

Friday, May 13, 2011

لایه های دیگر حکم قصاص اسیدپاشی

از بحث های احساسی و هیجانی حکم قصاص مجید توسط آمنه که بگذریم بحث های مهم دیگری هم در این مورد مطرح است که باید به آن توجه کرد. در این مورد قوه قضاییه مردسالار ایران در اثر پافشاری این زن و خستگی ناپذیری اش ، به خواسته اش تن داده و حکمی را که طبق قانون، حق این زن است صادر کرده؛
حکومتی که ادعا می کند قصاص حکمی بسیار خوب و انسانی است و در مجامع بین المللی از آن دفاع می کند، ولی برای تبعات سیاسی اش ،  این زن را شش سال اسیر  و در دادگاه ها سرگردان کرده است. 
این سوال پیش می آید که اگر چشم در برابر چشم حکم قران است پس چرا اینقدر دیر حکم دادند و اگر نیست چرا قصاص از قانون حذف نمی شود؟ چرا به صورت گزینشی اجرا می شود؟  

کار آمنه هم مبارزه سیاسی بوده، هم مبارزه فمینیستی. هم سیاست یک بام و دوهوای جمهوری اسلامی را به چالش کشیده، هم با دیدگاه مردسالار و تبعیض آمیز علیه زنان مبارزه کرده.سالهاست زنان زیادی قربانی اسیدپاشی می شوند و اسیدپاشی کاملن "خشونتی جنسیتی" است، یعنی علیه زنان است و حاوی دید مردسالار درباره این که مهم ترین ویژگی زن، زیبایی ظاهری اوست و با از بین بردن این سرمایه، تمام زندگی زن را می شود نابود کرد و بدین ترتیب غرور شکسته مرد التیام می یابد
روند صعودی اسیدپاشی کاملن محرز است ولی حکومت ایران هنوز هیچ قانون قدرتمندی درباره آن وضع نکرده و هیچ اقدامی برای شناسایی عوامل یا فرهنگ سازی و طرح مساله در رسانه ها انجام نداده است و به نظر نمی رسد قصدی هم برای این کار داشته باشد. می توانم تصور کنم قضات دادگاه های اسیدپاشی با این ذهنیت از دادن حکم قصاص خودداری کرده اند که فکر می کنند دخترهای این زمانه تحصیل کرده شده اند و دانشگاه رفته و زیر بار ازدواج نمی روند و پسرهای بیچاره را هم تحریک می کنند (عکس های چهره زیبا و آرایش کرده آمنه را هم شاهد می گیرند) ؛ دخترها پررو و پرتوقع شده اند و پسرهای بی گناه، وادار به این گونه کارها می شوند.
ولی این زن با مبارزه خود توانسته برای اولین بار این حکم را از دادگاه بگیرد ؛ زنان قربانی اسیدپاشی، پیش از آمنه نتوانسته بودند این کار را انجام دهند و ناچار به گذشت شده بودند(احتمالن با دریافت دیه که واقعن مبلغی ناچیز است). حرف آمنه درست است که بعد از اجرا نشدن حکم (که دو سال طول کشیده است) خیال این گونه مردها راحت شد که این حکم حتا اگر صادر هم بشود هیچ گاه اجرا نخواهد شد، حالا مردان بیشتری و با خیال راحت تری به این تهدید فکر یا عمل می کنند.مجید صراحتن به آمنه گفته که حالا می بینی که این حکم اجرا نخواهد شد و این تویی که برای همیشه بدبخت شدی و من بعد از مدتی از زندان بیرون می آیم.
پدرش هم گفته حقت بود چرا به پسر من جواب رد دادی. این یعنی دوجانبه قربانی شدن زن.
صرفنظر از این که امیدوارم با کمک مالی قابل توجهی ، آمنه از قصاص بگذرد؛ ولی پیروزی آمنه در این مبارزه جای تبریک دارد 

Friday, March 11, 2011

چماق بی عدالتی یا چکش عدالت؟ محسنی اژه ای در دادگاه زنان ایران و جهان

  طبق یکی از شرایط مندرج در سند ازدواج ،که هنگام ازدواج به امضای هردو طرف می رسد و در واقع با این توافق زن و شوهر با هم ازدواج می کنند؛ اگر مرد بدون اجازه همسرش مجددن ازدواج کند زن از طرف شوهر وکالت بلاعزل(یعنی غیرقابل عزل در هر شرایطی) در طلاق خود را دارد، و می تواند به دادگاه مراجعه کرده و خود را مطلقه سازد.اما  اگر یادتان باشد یک ماه و نیم پیش هيات عمومي ديوان عالي كشور با صدور راي وحدت رويه (در ایسنا)، اعلام كرد كه از این به بعد وكالت بلاعزل زوجه براي طلاق در صورت عدم تمکین زن قابل اعمال نيست، در صورتی که چنین شرطی به کل مخالف شرط موجود در سند ازدواج است و آشکارا خلاف متن صریح عقدنامه است. این رای باعث شوک و تعجب زیادی در میان حقوقدانان و نیزفعالان حقوق زنان شد. 

سازمان "ارتباط جهانی زنان" چند سالی است که از زنان در اقصا نقاط دنیا می خواهد که موارد قضایی را که منجر به صدور رای "عادلانه جنسیتی" یا رای "ناعادلانه جنسیتی" شده را نامزد دریافت "عادلانه ترین" یا "ناعادلانه ترین" رای جنسیتی سال کنند. شما می توانید با توضیح کامل و دقیق رای صادره، قاضی یا قضات مربوطه را نامزد دریافت جایزه "افشای عدالت جنسیتی" کنید. دیگران می توانند به صفحه نامزدها بروند و بر اساس اطلاعات داده شده به نامزد مورد نظر خود رای بدهند. اگر رای یک قاضی به عنوان رایی که از نظر جنسیتی ناعادلانه است نامزد شده باشد علامت "چماق" در کنار رای نمایش داده می شود، و اگر رای از لحاظ جنسیتی عادلانه  باشد "چکش عدالت" نمایش داده می شود. 5 چماق و 5 چکش به شما این انتخاب را می دهد که میزان عدالت یا بی عدالتی رای صادره را هم تعیین کنید. برنده نهایی کسی است که بیشترین چکش یا چماق را از طرف رای دهندگان گرفته باشد. (نگران دزدیده شدن چماق یا همان رای خود نباشید! من تضمین می کنم).  اسامی برندگان طی مراسمی به رسانه ها اعلام می شوند وقضات عادل و نامزدکنندگان ناعادل ها جوایز خود را دریافت می کنند.
اما رای عادلانه یا ناعادلانه جنسیتی چیست؟ اگر در صدور رایی، تبعیض علیه زنان بر اساس جنسیت آنها صورت گرفته باشد این رای ناعادلانه است و اگر در صدور رای، رعایت عدالت شده باشد و تبعیض جنسیتی اعمال نشده باشد، عادلانه است. (البته من دیدم با اینکه اسم جایزه "افشای عدالت جنسیتی" است ولی در مورد دگرباشان هم آرایی نامزد شده اند).

تعدادی از فعالان حقوق زنان این فرصت را مغتنم دانسته اند تا دست کم برای ثبت در تاریخ و نیز حساس کردن مردم ایران و دنیا به تبعیض سیستماتیک قضایی در احکام صادره درباره حقوق زنان ،این  رای هيات عمومي ديوان عالي كشور را به عنوان مصداق  تبعیض جنسیتی در ایران  معرفی  و قضات صادر کننده آن را نامزد این جایزه کند.

قطعن اگر در داخل کشور راهی برای اعتراض به این قانون مانده بود و امید به تاثیری، فعالان مسائل زنان آن را طی می کردند کما این که در مصاحبه ها و نوشته های متعدد اعتراض خود را به آن نشان دادند؛ ولی متاسفانه در نظام کنونی قضایی ایران نمی توان امیدی به نتیجه  این اقدامات داشت. بنابراین حداقل کاری که از دست تک تک شهروندان و به ویژه زنان ایران برمی آید آگاهی بخشی در این زمینه است و ارائه راه های جایگزین برای کاهش صدمات این قانون ضد زن و ناقض حقوق بشری زنان. این جایزه و کاندیداتوری می تواند بهانه خوبی باشد برای این آگاه سازی عمومی و زمینه ای برای ادامه بحث ها و مسکوت نگذاشتن این خشونت فاحش قانونی علیه زنان.
روش کار بسیار ساده است. به این صفحه می روید "ایران" را پیدا می کنید ( تقریبن انتهای صفحه. با یک سرچ کلمه ایران هم به سرعت پیدا می شود) و سپس یک پنجم/ دو پنجم/...پنچ پنجم رای می دهید که این رای از لحاظ جنسیتی ناعادلانه است و قضات صادر کننده آن از جمله محسنی اژه ای شایسته دریافت لقب ضدزن ترین قاضی امسال هستند. 
به دیگران هم معرفی کنید.توضیحات بیشتر را به زودی می نویسم.

Monday, March 7, 2011

شایعه جنسیتی در خدمت سرکوب زنان

به نظر شما چقدر محتمل است کسی برای موفقیت در یک مسابقه ورزشی، بخشی از اندام خود را قطع کند؟ چقدر باورپذیر است؟ ولی در سال 1911 وقتی زنان برای اولین بار مسابقات مخصوص خود را راه انداختند، به خصوص دو و میدانی که بسیار مردانه محسوب می شد و زنان راهی به آن نداشتند، این خبر شایع شد که زنی برای مسابقه پرتاب وزنه هر دو سینه خود را بریده است تا راحت تر بازی کند. همین خبر موجب سیل مخالفت ها با این مسابقات شد و فضا را برای زنان محدودتر کرد.