Tuesday, January 26, 2010

مجید توکلی در کلاس زبان فرانسه

این خانم معلم کلاس فرانسه ام وقتی می خواهد افعال یا ضمایر مذکر و مونث را بگوید برای مردها به سیبیل های فرضی روی لبش اشاره می کند و برای زن ها ادای روسری را در می آورد و اعصاب من را خراب می کند. امیدوارم زودتر یک نشانه بهتری پیدا کند یا دو تا کلمه زن و مرد را به بچه ها آموزش بدهد، وگرنه مجبورم دفعه بعد که ادای روسری دراورد ازش بپرسم واسه مجید توکلی هم این فعل به کار می رود؟

Monday, January 25, 2010

برادرم حجابت!ا

این پست و سپس این پست را بخوانید وگرنه نیم عمرتان بر فناست!ا

Sunday, January 24, 2010

ادعا ادعا*





این کارتون فیروزه مظفری یک شاهکار است! تا حالا طرح یا کارتونی ندیده ام که به این خوبی رابطه زنان و حقوق زنان در ایران را با حکومت اسلامی نشان دهد.
نکته اش این است که فقط حجاب تحمیلی بر زن را نشان نمی دهد بلکه نشان می دهد با ادعای آزادی و کرامت زن راه دهان و گلوی او را بسته اند و دارند خفه اش می کنند. می گویند "حجاب مصونیت است نه محدودیت" و می گویند ما با اجرای احکام اسلام در این حکومت، زنان را به برابری رساندیم و با حجاب "اجباری"او را "آزاد" کردیم و به او کرامت دادیم ولی در واقع همه اینها برای خفه کردن و خاموش کردن صدای زنان بوده است.

به آخرین شاهکار حکومت جمهوری اسلامی توجه کنید:
" در روز 15 فوریه، شورای حقوق بشر سازمان ملل، وضعیت حقوق بشر ایران را مورد بررسی قرار خواهد داد. برای این جلسه، دولت ایران از قبل، گزارش خود را ارسال کرده است. امروز که گزارش را می خواندم متوجه شدم لایحه حمایت خانواده، در آن گزارش به عنوان یکی از مصادیق تلاش دولت برای پیشبرد حقوق زنان معرفی شده است. هیچ توضیحی هم در مورد لایحه داده نشده. متاسفانه در گزارش غیردولتی ها و همینطور مکاتبات گزارشگر ویژه خشونت علیه زنان هم که در آن جلسه مورد استناد قرار خواهد گرفت، اثری از توضیح ماهیت واقعی لایحه نیست" **.
و به این ترتیب لایحه ای شده مصداق تلاش دولت برای پیشبرد حقوق زنان، که می گوید لطفن آقایان در اسرع وقت حق این ضعیفه ها را کف دستشان بگذارید و چهار تا چهار تا زن بگیرید(یا لااقل چماقش کنید بر سر زنان) تا اینها هوس های خام نکنند و دنبال حق و حقوق شان نروند! لایحه ای که از یک طرف می گوید زن باید تمام و کمال در اختیار مرد برای بهره کشی جنسی باشد و از آن طرف مهریه را که در مقابل این معامله به زن تعلق دارد از زن می گیرد.

* نام یکی از ترانه های آبجیز
** به نقل از شادی صدر



Saturday, January 23, 2010

راه حل پنج ماده ای زنان، فرصتی که سوزانده شد

به عنوان کسی که بیانیه پنج ماده ای زنان را در وبلاگ خودم منتشرو از این حرکت استقبال کردم، فکر می کنم باید انتقادهای خودم و انتقادهای دیگری که به آن وارد شده ( از جمله در کامنت های همین وبلاگ و لینک آن در بالاترین) را مطرح کنم.

بزرگترین ایرادی که به این بیانیه وارد است تکروی آن و بی توجهی به نظر بسیاری از فعالان حقوق زنان است. معمولن بیانیه های جنبش زنان به این شکل نوشته می شود که فرد یا افرادی پیش نویس بیانیه را می نویسند ، این پیش نویس در گروه بزرگی مطرح و بررسی می شود و نظرات مختلف تا حد امکان اعمال می شود و با بحث های اقناعی یا بر اساس رای اکثریت به توافق می رسیم. بعد از آن برای امضا به گروه های مختلف فرستاده می شود و پس از جمع آوری امضاها منتشر می شود.

اما این بیانیه ناگهان در وب سایت شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی منتشر شد با تعداد اندکی امضا که همگی خارج از کشور بودند ؛ و تازه پس از آن شروع به جمع آوری امضا از دیگران کردند؛ شاید در حالت خوشبینانه به خاطر تعجیل در انتشار و در حالت بدبینانه به این دلیل که فعالان زنان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند که همینطور هم شد و بسیاری از امضاها به خاطر حفظ همبستگی و جلوگیری از تفرقه در بین فعالان حقوق زنان داده شد.

و اما ایراداتی که به محتوای این بیانیه وارد است واکنشی بودن و نداشتن انسجام است. بیانیه ای که، به تبعیت از بیانیه موسوی ، "راه حل پنج ماده ای ما زنان برای برون رفت از بحران" نام گرفته است، در میانه راه تغییر جهت می دهد به سوی " مهمترین خواسته هایمان به طور خلاصه و بدون ترتیب اولویت ها" و سپس این "مطالبات زنان"یک تغییر جهت دیگر می دهد و تبدیل می شود به دادگاه انقلاب که بعد از تغییر حکومت یا انقلاب تشکیل می شوند یا رسیدگی به جنایات جنگی و خواستار"4- جدایی دین از دولت 5- محاکمه کلیه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنایات سه دهه گذشته" می شود. کدام گذشته؟ این گذشته که هنوز ادامه دارد! چرا در چنین موقعیتی باید به جنایات سی سال گذشته رسیدگی شود؟

اشاره آغاز این بیانیه بسیار درست و بجا بود که از فردای انتخابات و وقتی که آقایان از مرحله نیاز به رای عبور کردند و نیاز به حمایت حداکثری کسانی داشتند که با دعوای ناموسی موسوی و احمدی نژاد غیرتی شوند و با بازداشت زنان و احتمال آزار جنسی آنها حس ناموس پرستی شان غلیان کند؛ ترجیح دادند دیگر صحبتی از زنان و مطالباتشان به میان نیاید تا ارزش های این مدافعان سبز جریحه دار نشود. اینجا بود که حتا یک کلمه درباره خواسته های نیمی از جمعیت ایران در بیانیه موسوی و کروبی نبود و کسی هم به روی خودش نیاورد که چندزنی و گرفتن اندک حق زنان به شکل مهریه در مجلس تصویب شد و رفت.

با این شرایط جای یک بیانیه منسجم و تحلیلی از سوی زنان بسیار خالی بود ولی متاسفانه تکروی بعضی از دوستان و بی نیاز دیدن خود از نظر و مشورت دیگران باعث از دست رفتن این فرصت شد. امیدوارم بار دیگر شاهد چنین حرکات شتابزده و ناپخته ای نباشیم تا فرصت های اندک را صرف جلو رفتن کنیم نه نقد پشت سر.

پ.ن. و البته بحث حجاب اجباری هم از نقاط مثبت آن بود که علت ذوق زدگی اولیه من هم بود و باعث شد نقاظ ضعف آن به چشمم نیاید.

فدای آن سر و آن سینه ی باز / که هم عصمت در او جمع است و هم ناز - درباره ی تعریف تابوی پوشش برای ایران

مطلب زیر را یکی از دوستان که در زمینه حجاب، مطالعه کرده و جلسات بحثی در یکی از دانشگاههای جنوب کشور راه انداخته برایم فرستاد. می گفت همیشه نظراتش را درباره حجاب به عنوان یک مرد با مردان دیگر در میان می گذارد و بحث می کند ولی به علت جو آن شهر با زن ها صحبت نکرده است.
امیدوارم وبلاگ من جایی باشد که افرادی مثل ایشان بتوانند نظراتشان را منتشر کنند و بازخورد بگیرند. این نظرات (از هر گروه و هر نظری ) بدون سانسور منتشر خواهد شد.

فدای آن سر و آن سینه ی باز که هم عصمت در او جمع است و هم ناز*
درباره ی تعریف تابوی پوشش برای ایران
احمد. ش

رضا شاه آمد تا به ضرب دگنک و کشیدن چادر ها از سر زن ها کشف حجاب کند و
به حساب خودش مردم را متجدد کند. انقلاب 57 هم با جمهوری اسلامی آمد وخواست تا با ضربه های باتوم و گشت ارشاد مردم را زورِ به معروف کند! اما یک ضرب المثل نمی دانم کجایی می گوید: "اگر برای خودت لباس ندوزی برایت لباسی خواهند دوخت" و اتفاقا اینجا هم مساله همین است: مساله تابوی عریانی.

تابو در پوشش یعنی حداقل پوشش و وضعیت پوشیدن آن به نوعی که جامعه کمتراز آن را تاب نیاورد. ما برای خودمان در ایران باید یک تابوی شفاف تعریف کنیم. تابویی که کمتر از آن را جرم بدانیم. البته اگر جمهوریت را قبول داریم این تابو باید با نظر مردم تعریف شود نه با نظر فقه و امثال آن. واگر اسلامیت را، آنوقت باید دانست که باز هم تابوی مورد نظر اسلام در فقه ایرانی و برای سال 88 دقیقا چیست؟ اگر چادر و امثال آن است باید دید چقدر
از مردم می خواهند همین پوشش، پوششِ حداقلی ما یا تابوی پوششی ما در کشور ایران باشد؟ و اگر درصد زیادی از مردم نمی خواهند که مثلا برای نپوشیدن مانتو مجازات شوند، آنوقت باید بیاندیشیم که آیا جمهویت با اسلامیت تضاد دارد یا ندارد؟ و اگر دارد کدام را اولویت دهیم.

در اینجا باید خیلی شفاف صحبت کنیم، مثلا بگوییم به نظر من اگر خانوم ها با عریانی ای در حد زانو به پایین و با سینه ها و بازو های پوشیده بیایند درملا عام من با دیدن آن ها ناراحت نمی شوم و این را رای و نظر خود بدانیم.
نه اینکه با گفتن کلمات ایدآلیستی و غیر شفاف و مذهبی (آنچه که امروز درجامعه مرسوم است) بگوییم مثلا در حدی باشد که جنس مخالف تحریک نشود! چون نه شما می توانید جای همه ی جنس های مخالف صحبت کنید نه حد مشخصی از پوشش در این تعریف مشخص شده است، پس شفاف نیست

* شعر چادر از ایرج میرزا

Wednesday, January 20, 2010

یک بار هم در مزیت حجاب اجباری

امروز یادم افتاد این قاعده حجاب اجباری و مقاومت من دربرابرش، یک بار جان من را نجات داده است . سیزده چهارده سال پیش ظهر روز عاشورا داشتیم با بابام توی شهر چرخ می زدیم که بابام گفت بیا بریم حرم. گفتم بریم. نزدیک حرم که شدیم یادم آمد چادر ندارم و بدون چادر هم داخل حرم راه نمی دهند حتا اگر حجاب کامل داشته باشی.البته از اون چادر بدبوهای خودشان می دهند که من صدسال آن را نمی پوشم (این را به بابام نگفتم) خلاصه بابام هم منصرف شد و نرفتیم. دو سه ساعت بعد شنیدیم که حوالی همان ساعت یک بمب قوی در حرم منفجر شده و کشته های زیادی هم داشته.

پ.ن. برای اینکه نگویند اینکه حجاب اجباری محسوب نمی شود و حرم حرمت دارد و اینها؛ باید بگویم من به مکانهای مذهبی چندین کشور مسلمان دنیا رفته ام و باید بگویم که بی حجاب رفتم و خیلی هم با عزت و احترام همه جای آن مکان یا مسجد را نشانم دادند. یک عکس با لباس آستین کوتاه دارم وسط بزرگترین و معروف ترین مسجد اندونزی ، یکی در پاکستان و یکی دیگر با یک تکه پارچه شلکی روی سرم وسط مسجد کبود ترکیه.

راستی دیدید این آقای خوشحال (
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه) چی گفته: "به كساني كه مي‌خواهند به كشورهاي خارجي بروند توصيه مي‌كنيم كه حتما چادر به سر كنند چون اين پوشش تبليغ فرهنگ ايران و فرهنگ انقلاب است"
زنهای ایرانی خیلی بخواهند آبروداری کنند دو تکه تنشان نکنند، دیگر بقیه اش پیشکش!من شخصن هیچ زن چادری ندیدم که خارج از ایران هم چادر سرش کند. نمونه دم دستش جمیله کدیور. میاد اینور چادری میشه میره اونور بی چادر. فاطمه حقیقت جو و فریبا داوودی مهاجر که کلن چادر و حجاب را گذاشته اند کنار. یادم است در دانشگاه علم و صنعت حقیقت جو مشاوره می داد. من عضو شورای صنفی خوابگاه بودم و رفتم باهاش صحبت کنم که ببینیم چکار می تواند برای بچه های خوابگاه بکند. سر تا پایش سیاه بود و با چادر نشسته بود در اتاق. دو کلمه حرف زدم و آمدم بیرون. بعدن فهمیدم باطنش بهتر از ظاهرش بوده ولی خب این همه دورنگی و محافظه کاری در کت من نمی رود. نه خودم می توانم هیچ وقت اینقدر ظاهر و باطنم متفاوت باشد نه می توانم افراد اینطوری را تحمل کنم.

البته این آقا یک حرف معقول هم زده است:"برخي مي‌گويند حجاب مانع فعاليت اجتماعي زنان است در حالي كه در جامعه اسلامي بي‌حجابي مانع مشاركت اجتماعي زنان محسوب مي‌شود" ایشان درست می فرمایند در حکومت اسلامی این آقایان مشارکت اجتماعی که سهل است، بی حجابی باعث اخراج و تبعید و خانه نشینی و عدم اجازه ورود به خیلی جاها و پست و مقام ها هم می شود
.

Monday, January 18, 2010

بیانیه زنان: راه حل پنج ماده ای ما زنان برای برون رفت از "بحران


28 دی ماه 1388
آقایان موسوی و کروبی هر کدام در طی روزهای اخیر بیانیه های منتشر کردند که راه حلهای خود را در 5 ماده برای برون رفت از "بحران" بیان کردند. این راه حل ها با استقبال پنج "روشنفکر دینی" در خارج از کشور روبه رو شد: آقایان گنجی، سروش، کدیور، مهاجرانی و بازرگان که به قول خودشان "اتاق فکر" و یا "دولت در تبعید" را پایه ریزی کرده اند.

در این بین آنچه کمتر مطرح است، موضع گیری کسانی است که نه خواهان تغییر رییس جمهور و جا به جایی این فرد و آن فرد یا محدود شدن "اختیارات رهبری" هستند بلکه از تغییراتی زیربنایی و ساختاری سخن می گویند. یکی از این گروه های اجتماعی، ما زنان هستیم که خواسته هایمان و حضورمان همانگونه که انتظار می رفت در هیچیک از این بیانیه ها ملاحظه نشده است. انتظار دیگری هم نبود زیرا در هیچیک از بیانیه ها و اعلام مواضع آقایان، از فردای انتخابات به این سو، یعنی از زمانی که مساله جذب آرا منتفی شده بود، به خواسته های زنان توجهی نشده است. ما بر این باوریم که مسائل زنان، بخش عمده ای از "بحران" جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن، هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. پس لازم است که کوتاه و مختصر و برای حل مسائل زنان، ما نیز بیانیه خود را آن هم در 5 ماده به اطلاع عموم برسانیم. ما ضمن تاکید بر خواسته های عمومی "آزادی اندیشه، بیان، تشکل و اجتماعات"، " لغو مجازات اعدام و شکنجه" و " آزادی بی قید و شرط و فوری کلیه زندانیان سیاسی "، مهمترین خواسته هایمان را به طور خلاصه و بدون ترتیب اولویت ها به شرح زیر اعلام می کنیم:


1. لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز و ضد زن موجود از جمله: قوانین مربوط به ازدواج، طلاق، چند همسری، حضانت، ارث، شهادت و...

2. به رسمیت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خویش؛ شامل لغو حجاب اجباری و برقراری آزادی پوشش، آزادی انتخاب همسر و آزادی انتخاب گرایش جنسی
3. رفع خشونت علیه زنان در کلیه عرصه های خصوصی و اجتماعی و جرم شناختن آزار جنسی دختران، قتل و خشونت "ناموسی"
4. جدایی دین از دولت
5. محاکمه کلیه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنایات سه دهه گذشته

منبع: شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی